آخرین مطالب
پيوندها
سلام عزیزم. خوبی؟ نويسندگان سامان من سرگرمی - اس ام اس - معما دلـت را بتـکان ... یک شنبه 28 اسفند 1390برچسب:, :: 20:40 :: نويسنده : محمدرضا
روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود...
پنج شنبه 11 اسفند 1390برچسب:, :: 6:3 :: نويسنده : محمدرضا
کلاغ و طوطی هر دو زشت و سیاه آفریده شدند. طوطی اعتراض کرد و زیبا شد، کلاغ هم راضی به رضای خدابود. اکنون طوطی در قفس است و کلاغ آزاد.... به سلامتی کلاغ که آزادی رو به زیبایی ترجیح داد!!!!!
پنج شنبه 11 اسفند 1390برچسب:, :: 6:1 :: نويسنده : محمدرضا
شخصیت های این متن واقعی هستند. ولی نام مستعار دارند. همه معلمین دبیرستان مطهری یا دارای کار شناسی ارشد هستند. ویا از همکاران با تجربه و با سابقه. دبیر فیزیک ،دبیر ریاضی ، دبیر شیمی ، دبیر زیست ،دبیر زبان عربی،دبیر علوم اجتماعی ،دبیر زبان خارجه ،دبیر ادبیات فارسی، دبیر تاریخ ،دبیر دین و زندگی . آقای مدیر هر جا می شینه اینا میگه و از نظم و سعی و تلاش آنهانیز همه جا تعریف می کنه.معلما هم انصافا خوب کار می کنن. روز اول با یک ساعت تاخیر اومد به مدرسه.بعدش هم یک ساعت زودتر کلاس را تعطیل کرد و گفت باید برم دانشگاه پیام نور انتخاب واحد کنم . ترم آخرمه ،اگه واحدامو پاس کنم لیسانس رومیگیرم!!! فردا هم با نیم ساعت تاخیر اومد با تعجب پرسید زنگ رو زدین! !! !؟؟؟؟؟من رفته بودم کافی نت هفته دوم هم به همین ترتیب گذشت ،بعضی روزا از کلاس که میومد بیرون می رفت تو شهرو نیم ساعت یا یک ساعت بعدش میومد و می گفت رفتم از کافی نت تحقیق خریدم دانش آموزا هم دیگه اعتراض می کردن و می گفتن درس نمیده و اصلا نمی پرسه!!! میگه تحقیق بیارین تا نمره تونو بدم. زنگ های راحت ،آقای عزیزی شروع می کرد به گله و شکایت ! می گفت من دوماهه که اومدم این منطقه به اندازه ی تمام ده سال سابقه ام کار کردم.می گفت در منطقه ای که بوده هرروز ساعت نه یا نه ونیم می رفتن کلاس و یک ساعت زودتر، بچه ها رو می فرستادن می رفتن خونه!!! یه روز آقای مدیر بخشنامه ی انتخاب معلم نمونه رو آوردن وگفتن که همکارا نی که می خوان شرکت کنن این مدار ک رو بیارن: (تشویقی - گواهی آموزش ضمن خدمت- تالیف... ). دبیر ریاضی شدیدا با معیار های انتخاب معلم نمونه مخالف روز بعد هم آقای عزیزی با یک پوشه مملو ازکاغذ اومد دفتر ! آقای مدیر گفت اینا چی هستن ؟ آقای عزیزی گفت اینا همه تشویقی و تحقیق!!! و تالیفن!!! یکی از معلما به شوخی گفت ما همه مون روی هم اینقدر مستندات نداریم کی اینارو تهیه کردی؟ گفت : اون موقع که تاخیر یا غیبت داشتم می رفتم از کافی نت ها می خریدم!!! چند روز بعد هم،آقای مدیر اعلام کرد که با بررسی مدارک همکاران، آقای عزیزی به عنوان معلم نمونه از این مدرسه انتخاب شد زیرا بیشترین امتیاز را داشت!! ! چهار شنبه 3 اسفند 1390برچسب:, :: 23:17 :: نويسنده : محمدرضا
![]() ![]() |